این است قصه ی زندگانی من بی تو

خرید بک لینک
پونزده مرداد ۹۷ ساعت دوازده و پنجاه و پنج دقیقه شب

حتی به یاد اوردنش هم عین زهره برام

زیر عکس تو نوشته بود:

آسمانی شدی ای همه ی وجود من

تو که همسر وفاداری بودی

تو که مهتاب من بودی

نگفتی بری شب هایم تیره میشود

نگفتی بدون تو دق میکنم

نگفتی مهتاب و خورشید بدون تو از زمین و زمان شرم میکنند

مهتااااب نگفتی بدون تو مهتاب و خورشید از زمین و زمان شرم میکنند.......

مهتاب این جمله منو نابووود میکنههه مهتااااب

من انقدر شوک شده بودم که هنوز نفهمیده بودم تو رفتی

تمام تنم یخ کرده بود ولی نفهمیده بودم تو رفتییییییی

من مات و وبهوت فقط متنا رو میخوندم ولی نمیفهمیدم چی میگن

ولی عکس بعدی رو که دیدم............

مهتاب دنیا رو سرم خراب شدد

«بی ناز نرگسش همچون بنفشه سر بر زانوی غم نهاده ایم

روحت شاد و آرام بانوی همیشگی من»

مهتااااب دنیا رو سرم خراب شد حالمووو نمیفهمیدم مهتاااب

شوک شده بودم مهتااب شوک شده بودم

مهتاب نمیتونستم باور کنم

داشتم روانی میشدم ولی باورم نمیشد

مگه میشد مگه امکان داشت

مهتابی که تازه داشتم باهاش اشنا میشدم

تازه قرار بود بیاد تو زندگیم

تازه قرار بود باهاش خاطره بسازم

تازه قرار بود کلی باهاش حرف بزنم کلی از حرفاش از عطر تنش از حس بودنش از حس کردن دستاش از شنیدن صداش از ارامش حرفاش و وجودش از مست نگاه کردن بهش هزار هزار بار ضعف کنم که یهووووووو

نههههه مهتااااااااب نههههههه

یهو تمام زندگیم رفتتتتت یهو تو دیگه نبودددیی

دیگه واسه همیشه رفتییییی دیگه برای همیشه تو چشماتو، چشمای ماهتو بستییی

نه مهتاااااااب نهههههه این حق من نبود مهتااااب نهههه

مهتاب من دیوونت شدم مهتاب دنبال تو میگردم مهتاب کجاییی توووو

چقدر رو به اسمون اسمتو صدا کنمم چقدر دنبال چهرت تو اسمون باشم

تورووووخدا قسمت میدم خدااایااا به عظمتت قسمت میدم مهتابمو بهم بده

خدایا تو خدااااییییی تو میتونی معجزه کنیی خدایاااا خواهش میکنم التماست میکنم مهتابمو زنده کن خدااااا توروخدا

خدااااا ببین من حالم چجوریه توروخداااااااا

مهتااااااب من بدون تو هر روز دیوونه تر از روز قبل سردرگم تر از روز قبل

خدا به کی قسمت بدم معجزه کننی چقدر عاجزانه ازت خواهش کنم معجزه کنی مهتااب منو برگردونی

مهتااااب بخدا دیوونه شدم از غم تو دق کردممممم

چقدر عکساتو ببینم چقدر عکساتو بزارم رو قلبم چقدر عکساتو بزارم رو صورتم بگم مهتاب بوسم کن

چقدر دیوانه وار به عکسات نکاه کنم

چقدر به خدا التماس کنم که چهرتو تو اسمون ببینم

بی تو من خسته ام از همه چیز ...............

به لب رسیده جان کجاایییییی...

ما را در سایت به لب رسیده جان کجاایییییی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 21:36

صفحه بندی